تبليغاتX
تلنگر

تلنگر
خدایا! ندانسته از تو قرار میخواستم و اینک دانسته از تو بی قراری میخواهم.که مظهر(یامن کل یوم هو...)ام
دیروز رفتم...
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:42 قبل از ظهر ] [ زهرای درخشنده ] [ ]
میدانی مشکل کجاست؟
مشکل من و تو نیستیم
مشکل آن بظاهر انسانهایی بودند
که قبل از ما با ساز دنیا رقصیدند و
چشمانشان را بر روی همه مشکلات بستند
و حالا ما 3 مشکل داریم :
قبلمان-حالمان- بعدمان
حالا تو بگو
می رقصی یا می سوزی؟


موضوعات مرتبط: سخن کوتاه
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 8:25 قبل از ظهر ] [ زهرای درخشنده ] [ ]



[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:41 بعد از ظهر ] [ زهرای درخشنده ] [ ]

یه سواااال دارم؟


اگر دو نفر لبه پرتگاهی باشند کدومشون رو نجات میدی !؟

اونی که خیلی دوستش داری ؟

یا اونی که خیلی دوست داره ؟

 

 

 

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 9:48 قبل از ظهر ] [ زهرای درخشنده ] [ ]

تا انجا که میتوانی شاد و سرحال باش

در کنار خانواده زندگی کن

در دنیای پیرامونت به کنکاش بپرداز

از نوای آرام بخش موجها لذت ببر



بالا آمدن ماه را تماشا کن

بالهایت رابگشاوبا تکیه بر بالهای خودت پرواز کن

وسپس از آسایشی که از بازگشت به خانه نصیبت میشودلذت ببر

زندگی کوتاه است

لطفا...............هر وقت که میتوانی..............

کمی درنگ کن و از شادیهای حتی کوچک زندگی لذت ببر.

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:37 قبل از ظهر ] [ زهرای درخشنده ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شبي از سوز دل گفتم قلم را
بيا بنويس غمهاي دلم را
قلم گفتا برو بيمار عاشق
ندارم طاقت اين بار غم را
×××××××
اميدكه بانوشتن غمهام اينجا محو بشن و با نوشتن شاديهام دوچندان.
لینک دوستان
برچسب‌ ها